مشاور مدیریت طرح


  Header-MC  

بسیاری از پروژه‌های بزرگ و با اهمیت توسط طرف کارفرما تعریف و توسط طرف مجری اجرا می‌شوند. اما شرایط، ماهیت و اهمیت پروژه‌ها به گونه‌ای نیست که حیات پروژه به همین سادگی ثبت سفارش و دریافت سفارش انجام شود.

اگر نگوییم در تمام، در اکثر پروژه‌های بزرگ با چالش‌ها یا پرسش‌هایی روبرو خواهیم بود:

در سازمانمان چه پروژه‌هایی با چه محدوده‌هایی تعریف کنیم تا خروجی‌های پروژه‌ها در یک ارتباط هماهنگ و یکپارچه با هم قرار گیرند و طرح مناسبی از پروژه‌ها بوجود آید. طرح‌های سازمان به‌گونه‌ای تدوین شوند که خروجی‌های آن‌ها در  یک همکاری با یکدیگر، مجموعاً در جهت چشم‌انداز سازمان بوده و سازمان را به  اهداف راهبردی‌اش نزدیک‌تر کنند.

در صورت مجزا بودن سازمان مجری از کارفرما، فرم قرارداد با بهره‌گیری از دانش مدیریت پروژه تدوین شود تا از بروز مشکلات آتی جلوگیری شود.

ساختار سازمانی طرح و پروژه‌ها به‌گونه‌ای مناسب تعریف شوند، نقش‌ها، مسئولیت‌ها، اختیارات و جواب‌گویی‌ها به‌صورت شفاف مشخص گردد تا از بروز سردرگمی، شلختگی‌ها و بسیاری از مشکلات آتی جلوگیری شود.

به‌دلیل مشغله و تعدد فعالیت‌های عملیاتی و پروژه‌ای مدیران ارشد سازمان امکان کنترل و مدیریت شایسته پروژه کاهش می‌یابد.

از لحاظ ساختار سازمانی پروژه، به دلیل مشغله‌های مدیران ارشد کارفرما و مجری پروژه و تمرکز ایشان بر جزئیات اجرا و اتمام پروژه‌ها، نیاز به رکن دیگری می‌باشد تا با دید از بیرون و نگاه یکپارچه نسبت به پروژه‌های یک طرح، با مدیریت ریسک مناسب، هم‌افزایی دانش بین پروژه‌ها،  برقراری ساختار ارتباطی مناسب بین تمام ارکان طرح از طریق فرآیندهای ارتباطی چابک و بهینه، نظارت بر کیفیت برنامه تدوین‌شده، تنظیم ساختار گزارش‌دهی متناسب با هر پروژه و بازه‌های زمانی این گزارش‌ها، کنترل خروجی‌های پروژه ‌ها و مستندسازی پروژه‌ها موجب کارایی و اثربخشی پروژه‌ها شود و از اتلاف هزینه‌های مستقیم و غیر مستقیم جلوگیری کند.

نیاز به رکنی می‌باشد تا با ایجاد زبان و ادبیات مشترک و استاندارد به‌گونه‌ای نظام‌مند بین مجری و کارفرما پل ارتباطی برقرار کند.

نیاز به رکنی می‌باشد که تصمیات متخذه در جلسات را به فعالیت‌های برنامه تبدیل و پیگیری نماید.

نیاز به رکنی می‌باشد که دانش‌های حاصل از اجرای پروژه‌ها را ثبت و مدیریت کند تا با امکان دسترسی بهینه  به آن‌ها در آینده به رسوب دانش و بالندگی سازمان کمک کند، و موجب به اشتراک‌گذاری تجربیات بین نفرات اعم خبره و جوان گردد.

نیاز به رکنی می‌باشد تا با دید بیرونی نسبت به پروژه فرآیندها را بهبود دهد. تا  زمان و منابع بهینه مصرف گردد

نیاز به رکنی می‌باشد تا به محظ ایجاد ریسک‌های جدید ضمن اطلاع‌رسانی به مدیریت ارشد سازمان، در جهت پاسخ‌دهی مناسب به مدیریت ارشد مشاوره دهد و ریسک‌ها به نحو شایسته مدیریت نموده و موجب راهبری مثبت پروژه‌ها گردد.

نیاز به رکنی می‌باشد تا به محظ وقوع رخدادهای خارج از برنامه ضمن اطلاع‌رسانی به مسئولین مربوطه سازمان، در جهت پاسخ‌دهی مناسب به ایشان مشاوره دهد و پاسخ‌ها را به نحو شایسته مدیریت نموده و موجب راهبری مثبت پروژه‌ها گردد.

نیاز به رکنی است که هر زمان بتواند مدیریت ارشد سازمان را در جریان پروژه قراردهد و متناسب با هر لایه مدیریت سلسله مراتبی سازمان گزارش‌دهی بهینه داشته باشد.

نیاز به رکنی است که با اعمال نظارت علمی و پیوسته، پاسخ‌گویی مجری پروژه را افزایش دهد.

 

نیازها و چالش‌های مطرح‌شده موجب پیدایش رکن مشاور مدیریت طرح (MC) می‌شود. اگر ساختار سازمانی یک طرح را در سطوح راهبری طرح، مدیریت طرح و اجرای طرح ببینیم، مشاور مدیریت طرح (MC) به‌صورت عامل چهارم  وارد این ساختار می‌شود و حول هر سه‌لایه مذکور فعالیت می‌نماید.

 

 

 

Working from Bristol & London we deliver projects throughout
the UK & internationally‌,‌ applying rigorous technical expertise with
positivity and enthusiasm to bring ideas to reality‌.‌

0


نظر شما: